backward and f. معنی فارسی پس وپيش عقب و جلو واژههای دیگر با معنی «پس وپيش» reciprocating پس وپيش رو، دوسورو، داراي حرکات متناوب transposal پس وپيش سازي، تقديم وتاخير، جابجاشدگي teeter بالا وپايين رفتن، الله کلنگ بازي کردن، پس وپيش رفتن reciprocate از دوسوحرکت کردن، حرکت متناوب کردن، پس وپيش رفتن reciprocator از دوسوحرکت کردن، حرکت متناوب کردن، پس وپيش رفتن rearrngement ترتيب دوم باره، ترتيب مجد د، پس وپيش سازي seesaw الله کلنگ، تيرالله کلنگ، حرکت پس وپيش يابالاوپايين