baler UKbælər معنی فارسی عدل لنگه مصيبت بلا رنج محنت واژههای دیگر با معنی «عدل» bale عدل، لنگه، مصيبت fair arbitration حکومت عدل theodicy توجيه عدل الهي درقبال وجود شر bl مخفف:، عدل، بشکه stapler فروشنده پشم وپنبه وامثال ان، ماشين عدل بندي، ماشين گيره زني به کاغذ. packer بار پيچ، بسته بند، حلب پرکن