دیکشنری فارسی

base line

UKbeislain

معنی فارسی

خط پايه

معنی کامل و مثال‌ها

خط صفر، خط مبدا، خط مبنا، خط اصلی

(مساحی) خط افقی که با دقت تمام سنجیده می‌شود و قاعده‌ی مثلث (در مثلث بندی) را تشکیل می‌دهد

(بیس‌بال) باریکه زمینی (عرض: 1/8 متر) بین دوپایگاه

(بسکتبال) هر یک از دو خط پایانی زمین (در راستای حلقه)، باریکه زمین مجاور این خط (baseline هم می‌نویسند)

base-line shot

توپی که از هر یک از دو گوشه‌ی زمین به سوی حلقه پرتاب شود

مترادف‌ها

noun
(Surveying.) Base.

واژه‌های دیگر با معنی «خط پايه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن