دیکشنری فارسی

bated

UKbeitid US'beıtıd

معنی فارسی

کم کردن تخفيف دادن پايين اوردن نگهداشتن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. diminished or moderated “our bated enthusiasm” “his bated hopes”

واژه‌های دیگر با معنی «کم کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن