bawcock معنی فارسی ادم خوب . معنی کامل و مثالها /bô´käk´/n.● (قدیمی) آدم خوب واژههای دیگر با معنی «ادم خوب .» gormand صاحب سر رشته خوراک، ادم خوب خورياخوش خوراک، پرخور gourmand صاحب سر رشته درخوراک، پرخور، (ادم) خوب خورياخوش خوراک workhorse يابو، اسب بارکش، ادم زحمتکش. screamer دادزن، فريادزن، سخني که ادم را ازخنده روده برکند peach هلو، شفتالو، چيز يا ادم