bdrench معنی فارسی خيساندن واژههای دیگر با معنی «خيساندن» soak خيساندن، خيس کردن، اغشتن ret خيساندن، نرم کردن، نم کشيدن macerate خيساندن، در آب نرم کردن، لاغر کردن macerator خيساندن، در آب نرم کردن، لاغر کردن rait خيساندن، نرم کردن maceration (عمل) خيساندن، نرم سازي، نفس کشي steeper ظرف براي خيساندن چيزي drench يک خوراک دواي ابکي که بجانوران ميدهند، عمل خيساندن water soak در اب صابون زدن، در اب خيساندن. Mac. = macerare، که لغت لاتين macerate بمعني خيساندن است.