دیکشنری فارسی

becomingly

UKbekəmiŋliː

معنی فارسی

زيبنده شايسته درخور مناسب

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a becoming manner “she was becomingly dressed” “Derived from adjective: becoming”

واژه‌های دیگر با معنی «زيبنده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن