دیکشنری فارسی

bedroom

UKbedruːm US'bed'ru:m

معنی فارسی

خوابگاه اطاق خواب

معنی کامل و مثال‌ها

/-rōōm´/n., adj.

● اتاق خواب، خوابگاه

● وابسته به جماع و امور جنسی

a bedroom farce

یک شاد نمایش (کمدی) جنسی

● وابسته به محله‌هایی که مردم آن روزها در شهر کار می‌کنند (bedroom suburbs و bedroom communities هم می‌گویند)

ریشه و کاربرد

ریشه

From "bed" + "room".

مثال

  • The bedroom is my favorite room in the house.
  • She decorated her bedroom with a cozy and relaxing atmosphere.
  • The children were playing in their bedroom.

ترکیب‌های رایج

Master bedroom Guest bedroom Shared bedroom

تعریف انگلیسی

noun
  1. a room used primarily for sleeping

واژه‌های دیگر با معنی «خوابگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن