دیکشنری فارسی

doss

USdɔs

معنی فارسی

خوابگاه رختخواب خوابيدن

معنی کامل و مثال‌ها

/däs/n., vi.

● (انگلیس - خودمانی)

● بستر (در مسافرخانه‌های ارزان)

● خوابیدن (به ویژه در مسافرخانه‌ی ارزان)

تعریف انگلیسی

verb
  1. sleep in a convenient place “You can crash here, though it's not very comfortable” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP”

واژه‌های دیگر با معنی «خوابگاه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن