behoof
معنی فارسی
سود منفعت مزيت صرفه
معنی کامل و مثالها
/bē hōōf´/n.
● سود، مزیت، جانب، طرف
مترادفها
noun
Advantage, benefit, profit, interest, account. See behalf.
سود منفعت مزيت صرفه
/bē hōōf´/n.
● سود، مزیت، جانب، طرف
noun
Advantage, benefit, profit, interest, account. See behalf.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن