دیکشنری فارسی

behoof

معنی فارسی

سود منفعت مزيت صرفه

معنی کامل و مثال‌ها

/bē hōōf´/n.

سود، مزیت، جانب، طرف

مترادف‌ها

noun
Advantage, benefit, profit, interest, account. See behalf.

واژه‌های دیگر با معنی «سود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن