bell-mouthed معنی فارسی دهن گشاد واژههای دیگر با معنی «دهن گشاد» wide mouthed دهن گشاد mason jar کوزه دهن گشاد. carronade يکجورتوپ کوتاه دهن گشاد krater کوزه دهن گشاد دسته دارقديمي. carboy کپ، تنگ دهن گشاد، قرابه jar بلوني، کوزه دهن گشاد، سبو