bilboa معنی فارسی شمشير کندوزنجير. واژههای دیگر با معنی «شمشير» sabre شمشير، شوشکه، سرباز سواره نظام saber شمشير، شوشکه، شمشير زدن به bolo شمشير، چاقوي بلند يک لبه، قداره . sword شمشير، تيغ، نيروي نظامي bilbo شمشير، سخمه scimitar شمشير tucker شمشير ساز، خوراک، تامين غذا کردن. sword dance رقص شمشير، اجراي رقص در اطراف شمشير. sabre cut زخم شمشير، زخم شوشکه، ضربه شمشير sword cut زخم شمشير، زخم تيغ