دیکشنری فارسی

saber

UKəmsæbər US'seıbə

معنی فارسی

شمشير ، شوشکه ، شمشير زدن به ،

با شوشکه زخمي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/sā´bǝr/n., vt.

● شمشیر (بلند و کمی خمیده - ویژه‌ی سواره نظام)

● با شمشیر زدن یا کشتن

● (شمشیر بازی) شمشیر سنگین، سابر

تعریف انگلیسی

verb
  1. a fencing sword with a v-shaped blade and a slightly curved handle
  2. a stout sword with a curved blade and thick back
  3. cut or injure with a saber “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”
  4. kill with a saber “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «شمشير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن