دیکشنری فارسی

bioclean

معنی فارسی

پالوده

معنی کامل و مثال‌ها

/bī´ō klēn´/adj.

● (تا حد امکان عاری و زدوده از ریز سازواره‌ها یا microorganisms) پالوده

واژه‌های دیگر با معنی «پالوده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن