birth mark معنی فارسی ماه گرفتگي واژههای دیگر با معنی «ماه گرفتگي» birthmark خال مادر زادي، علامت ماه گرفتگي بر بدن. eclipse کسوف ياخسوف، افتاب گرفتگي، ماه گرفتگي