دیکشنری فارسی

bitchy

US'bıtʃı

معنی فارسی

بدخلق بدجنس با بدجنسي پر رو

معنی کامل و مثال‌ها

/bich´ē/adj.

● (خودمانی) بدخلق، بدجنس، با بدجنسی، پر رو (بیشتر در مورد زنان به کار می‌رود)

being bitchy was one of Kokab's failings

پرمدعایی یکی از نکات ضعف کوکب بود.

bitchy behavior

کولی‌گری

تعریف انگلیسی

adjective
  1. marked by or arising from malice “a catty remark”

واژه‌های دیگر با معنی «بدخلق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن