blastie معنی فارسی ناقص الخلقه ، مخلوق اعجوبه و زشت. واژههای دیگر با معنی «ناقص الخلقه» teratoid ناقص الخلقه، ديو ديس teratism جنين ناقص الخلقه، دژ رويان، ديو رويان misshapen بد شکل، ناقص الخلقه، کج آفريده malformed بدساخت، بد شکل، ناقص الخلقه mooncalf خل مادرزاد، احمق، ناقص الخلقه . miscreate بد افريدن، بد ساختن، ناقص الخلقه ساختن. monstrous هيولاوار، خارق العاده، مهيب