bloodshot
معنی فارسی
قرمز سرخ وورم کرده خونگرفته برافروخته
معنی کامل و مثالها
/-shät´/adj.
● (در مورد چشم) خون گرفته، قرمز (در اثر کمخوابی یا بیماری و غیره)
قرمز سرخ وورم کرده خونگرفته برافروخته
/-shät´/adj.
● (در مورد چشم) خون گرفته، قرمز (در اثر کمخوابی یا بیماری و غیره)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن