blow down معنی فارسی داغان کردن پراندن بافوت درست کردن مترادفها Prostrate (by the wind), overthrow, lay low. واژههای دیگر با معنی «داغان کردن» batter خردکردن، داغان کردن، خراب کردن shatter خرد کردن، داغان کردن، بهم زدن