دیکشنری فارسی

blowhole

UKblouhoul

معنی فارسی

در رو منفذ سوراخ بيني نهنگ سوارخ ياهواگيريخ

معنی کامل و مثال‌ها

/-hōl´/n.

● سوراخ بینی نهنگ (که در فرق سر آن قرار دارد)

● (به ویژه در گدازه‌ی آتشفشانی) سوراخی که هوا و گاز از آن به خارج راه می‌یابد، مفر، دررو

● (در دریای یخ‌زده) سوراخی در یخ که پستانداران (مثل نهنگ) برای تنفس گرد آن می‌آیند

● دیگ جن (شکافی در صخره‌های ساحلی که هنگام خوردن موج به ساحل آب از آن فوران می‌کند)

● (در ریخته‌گری و فلزکاری) مک (حباب‌های ریز هوا در سطح فلز)، حبابچه

ریشه و کاربرد

ریشه

The word 'blowhole' originated in the mid-19th century, combining 'blow' (to expel air) and 'hole' (an opening).

مثال

  • The whale's blowhole spouted water into the air.
  • Dolphins have two blowholes on top of their heads.
  • The diver was fascinated by the sight of the seal's blowhole.

ترکیب‌های رایج

whale blowhole dolphin blowhole seal blowhole

تعریف انگلیسی

noun
  1. the spiracle of a cetacean located far back on the skull
  2. a hole for the escape of gas or air

واژه‌های دیگر با معنی «در رو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن