exhaust-port معنی فارسی در رو مفر واژههای دیگر با معنی «در رو» outlet در رو، جاي در رو، مخرج blowhole در رو، منفذ، سوراخ face to face رو در رو exhaust-pipe لوله در رو pervertible ازراه در رو، گمراه شدني، کج راه کردني noctambulant در خواب راه رو، شبرو skulker از زير کار در رو. ocean lane راه کشتي رو در اقيانوس wheeler slab خط چرخرو (در راههاي ارابه رو) jerboa موش دو پا (از اين رو که دوپاي پيشين ان در، برابر پاهاي پسين کوتاه است .