blowziestblowsy معنی فارسی سرخ رو بي تربيت خشن شلخته واژههای دیگر با معنی «سرخ رو» blowzed سرخ رو، سرخ گونه، خشن blowsier سرخ رو، بي تربيت، خشن blowsiest سرخ رو، بي تربيت، خشن blowzier سرخ رو، بي تربيت، خشن blowzy سرخ رو، بي تربيت، خشن rubicund سرخ فام، گلگون، مايل بقرمز colorer رنگ، رنگ رو، ظاهر colorlessly رنگ، رنگ رو، ظاهر colorlessness رنگ، رنگ رو، ظاهر colors رنگ، رنگ رو، ظاهر