blusher
معنی فارسی
سرخ شدن شرمنده شدن خجالت کشيدن سرخي (چهره ازشرم) نظر وهله
معنی کامل و مثالها
/blush´ǝr/n.
● کسی که (از خجالت و غیره) زود سرخ میشود، خجول، زودشرم، کمرو
● (بزک زنان) رژگونه، سرخاب، پودری که برای سرخ کردن گونهها به کار میرود
تعریف انگلیسی
noun
- yellowish edible agaric that usually turns red when touched
- makeup consisting of a pink or red powder applied to the cheeks