دیکشنری فارسی

blusher

معنی فارسی

سرخ شدن شرمنده شدن خجالت کشيدن سرخي (چهره ازشرم) نظر وهله

معنی کامل و مثال‌ها

/blush´ǝr/n.

● کسی که (از خجالت و غیره) زود سرخ می‌شود، خجول، زودشرم، کمرو

● (بزک زنان) رژگونه، سرخاب، پودری که برای سرخ کردن گونه‌ها به کار می‌رود

تعریف انگلیسی

noun
  1. yellowish edible agaric that usually turns red when touched
  2. makeup consisting of a pink or red powder applied to the cheeks

واژه‌های دیگر با معنی «سرخ شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن