boek bou معنی فارسی شانه بوک بو (تکواندو) واژههای دیگر با معنی «شانه» comb شانه، تاج خروس، کاکل epaule شانه، سردوشي omoplate شانه، کتف shoulder شانه، دوش master slave manipulator يک شانه، بازو و دست خودکار که به وسيله، اپراتور از فاصله دوري هدايت مي شود pectinated شانه اي، شانه دار، دندانه دار. harrower شانه زن، زمين صاف کن ctenoid شانه اي، شانه مانند pectinate شانه اي، شانه دار acromion نوک شانه، قله الکتف، زائده اخرمي استخوان کتف