دیکشنری فارسی

bogus

UKbougəs US'bəugəs

معنی فارسی

ساختگي دروغي

معنی کامل و مثال‌ها

/bō´gǝs/adj.

● قلابی، دروغین، من درآوردی، تقلبی

her claims are all bogus

ادعاهای او همه نادرست است.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. fraudulent; having a misleading appearance

واژه‌های دیگر با معنی «ساختگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن