دیکشنری فارسی

feigned

UKfeind USfeınd

معنی فارسی

ساختگي ساخته بخودبسته دروغي

معنی کامل و مثال‌ها

/fānd/adj.

● (نادر) ساختگی، وانمودین، متظاهرانه

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not genuine “feigned sympathy”

واژه‌های دیگر با معنی «ساختگي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن