feigned
UKfeind
USfeınd
معنی فارسی
ساختگي ساخته بخودبسته دروغي
معنی کامل و مثالها
/fānd/adj.
● (نادر) ساختگی، وانمودین، متظاهرانه
تعریف انگلیسی
adjective
- not genuine “feigned sympathy”