bonmaid معنی فارسی کنيز ، کسي که بيگاري ميکند. واژههای دیگر با معنی «کنيز» bondwoman کنيز، زن زرخريد، کلفت زرخريد bondmaid کنيز (زرخريد) handmaid کلفت، کنيز، خدمتگار handmaiden کلفت، کنيز، خدمتگار chamber-maid کلفت، کنيز، خادمه female slave جاريه، کنيز soubrette کلفت، کنيز girl دختر، دختربچه، دوشيزه