دیکشنری فارسی

booby

UKbuːbiː US'bu:bı

معنی فارسی

ساده لوح

معنی کامل و مثال‌ها

/bōō´bē/n., pl.

بی‌عقل، ابله، بی‌کله، کله خر

(جانورشناسی) بوبی (انواع پرندگان آب‌های گرمسیر که ماهی شکار می‌کنند و شیرجه‌رو می‌باشند: تیره‌ی Sula و جنس Sulidae)

تعریف انگلیسی

noun
  1. an ignorant or foolish person
  2. small tropical gannet having a bright bill or bright feet or both

مترادف‌ها

noun
1. Simpleton, fool. See dunce.
2. (Ornithology) Gannet, noddy, solan, goose (Sula bassana or fusca).

واژه‌های دیگر با معنی «ساده لوح»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن