دیکشنری فارسی

bootie

معنی فارسی

نيم پوتين

معنی کامل و مثال‌ها

/bōōt´ē/n.

● املای دیگر واژه‌ی: bootee

ریشه و کاربرد

ریشه

From boot + -ie.

مثال

  • She bought a cute pair of booties for her newborn.
  • The baby's booties kept their feet warm.
  • The booties were knitted by her grandmother.

تعریف انگلیسی

noun
  1. a slipper that is soft and wool (for babies)

واژه‌های دیگر با معنی «نيم پوتين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن