bough-pot معنی فارسی گلدان واژههای دیگر با معنی «گلدان» flower vase گلدان cachepot گلدان مزين flower-pot گلدان کوزه اي، گلدان گلي flowerpot گلدان کوزه اي. potiche گلدان گردن باريک. repot در گلدان بزرگتر کاشتن overpot در گلدان زياد بزرگ کاشتن prunt بته مينايي روي گلدان و مانند ان، بته، الت بته چسباني در روي گلدان cupholder برنده گلدان جايزه در مسابقه نهايي. urn ظرفي که در روزگار پيشين بشکل گلدان يا، سماور ميساختند ... نگاه ميداشتن