دیکشنری فارسی

bra

USbrɑ

معنی فارسی

پستان بند.

معنی کامل و مثال‌ها

/brä/n.

(امریکا) مخفف: پستان‌بند، سینه بند، کرست

ریشه و کاربرد

Noun

A piece of women's underwear that supports the breasts.

ریشه

Shortened from 'brassiere', a French word meaning 'child's vest, chemise', later 'bust support'.

مثال

  • She bought a new bra.
  • The bra is too tight.
  • She is wearing a red bra.

ترکیب‌های رایج

Wear a bra Buy a bra Bra size Bra strap Bra fitting

واژه‌های دیگر با معنی «پستان بند.»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن