brassiere UKbrɑːsiər معنی فارسی پستان بند واژههای دیگر با معنی «پستان بند» bodice پستان بند، بربند (زنانه)، کمر تنگ کن bra پستان بند. falsie لايي پستان بند، پارچه يا لاستيکي که بشکل پستان ساخته اند، و درپستان بند کار ميرود. jupe دامن پاچين، کرست، پستان بند corsetry توليد شکمبند، کرست سازي، شکم بند و پستان بند و زير جامه هاي زنانه