دیکشنری فارسی

brachial

معنی فارسی

بازويي بازومانند وابسته به بازو

معنی کامل و مثال‌ها

/brā´kē ǝl/adj.

● دست مانند، بازو مانند، دستک‌سان، وابسته به دست یا شاخه یا بازو، بازویی

brachial artery

سرخرگ بازویی

● وابسته به هر چیز دست مانند (مثل باله‌ی ماهی یا بال پرنده)

ریشه و کاربرد

ریشه

From Latin 'brachialis', from 'brachium' meaning 'arm'.

مثال

  • The brachial artery supplies blood to the arm.
  • The brachial region includes the upper arm and shoulder.
  • The brachial nerve controls movement in the arm.

ترکیب‌های رایج

Brachial artery Brachial region Brachial nerve Brachial muscles

تعریف انگلیسی

adjective
  1. of or relating to an arm “brachial artery” “Pertains to noun: arm”

واژه‌های دیگر با معنی «بازويي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن