دیکشنری فارسی

brainy

UKbreiniː US'breını

معنی فارسی

بافکر خوش فکر.

معنی کامل و مثال‌ها

/brān´ē/adj.

● (عامیانه) باهوش، با کله، زیرک

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having or marked by unusual and impressive intelligence “some men dislike brainy women” “a brilliant mind” “a brilliant solution to the problem”

واژه‌های دیگر با معنی «بافکر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن