دیکشنری فارسی

brand-new

UKbrændnjuː

معنی فارسی

نو نو ، بکلي نو يا تازه

معنی کامل و مثال‌ها

/brand´nōō´, -nyōō´/adj.

● کاملا نو، استعمال نشده، نو نو

this icebox is brand-new

این یخچال نو نو است.

● تازه خریداری شده، تازه به دست آمده، نابسود

Minoo and her brand-new husband

مینو و شوهر جدیدش

تعریف انگلیسی

adjective
  1. conspicuously new “shiny brand-new shoes” “a spick-and-span novelty”

واژه‌های دیگر با معنی «نو نو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن