brand-new
UKbrændnjuː
معنی فارسی
نو نو ، بکلي نو يا تازه
معنی کامل و مثالها
/brand´nōō´, -nyōō´/adj.
● کاملا نو، استعمال نشده، نو نو
this icebox is brand-new
این یخچال نو نو است.
● تازه خریداری شده، تازه به دست آمده، نابسود
Minoo and her brand-new husband
مینو و شوهر جدیدش
تعریف انگلیسی
adjective
- conspicuously new “shiny brand-new shoes” “a spick-and-span novelty”