دیکشنری فارسی

anew

UKənjuː USə'nu:

معنی فارسی

از نو از سر به طرز نوين جور ديگر

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ nōō´, -nyōō´/adv.

از نو، بار دیگر، دوباره، از سر

Hossein gave up smoking a month ago but yesterday he started anew

حسین یک ماه پیش سیگار را ترک کرد ولی دیروز دوباره شروع کرد.

به طریق یا شکل نوین

ریشه و کاربرد

Adverb

Once more; again.

ریشه

From Middle English 'of newe', from Old English 'of nīwe'.

مثال

  • She decided to start her life anew after the divorce.
  • The project failed and they had to start anew.
  • Every morning, we have the chance to begin anew.

ترکیب‌های رایج

Start anew Begin anew Build anew

مترادف‌ها

adverb
Newly, afresh, again, over again, de novo.

واژه‌های دیگر با معنی «از نو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن