دیکشنری فارسی

bread-and-butter

معنی فارسی

در خور جواني وابسته بکسب معاش معمولي همه جايي کسل کننده

معنی کامل و مثال‌ها

/-'n but´ǝr/adj.

وابسته به امرار معاش، وابسته به درآمد اساسی، ممر درآمد، سرچشمه‌ی رزق و روزی

اساسی، متعارفی، عادی، روزمره

a practical bread-and-butter education

یک آموزش عملی و اساسی

نامه‌ی تشکرآمیز (به ویژه به میزبان)

واژه‌های دیگر با معنی «در خور جواني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن