broken-winded
معنی فارسی
تنگ نفس
معنی کامل و مثالها
/-win´ did/adj.
● (در مورد اسب) دچار نفس تنگی، دچار بیماری آمفیزم اسبی (خناق اسبی)
تنگ نفس
/-win´ did/adj.
● (در مورد اسب) دچار نفس تنگی، دچار بیماری آمفیزم اسبی (خناق اسبی)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن