دیکشنری فارسی

broken-winded

معنی فارسی

تنگ نفس

معنی کامل و مثال‌ها

/-win´ did/adj.

(در مورد اسب) دچار نفس تنگی، دچار بیماری آمفیزم اسبی (خناق اسبی)

واژه‌های دیگر با معنی «تنگ نفس»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن