short winded معنی فارسی تنگ نفس واژههای دیگر با معنی «تنگ نفس» asthmatic تنگ نفس، وابسته به تنگه نفس، شخص تنگ نفس broken-winded تنگ نفس piper ني زدن، اسب تنگ نفس، اسب پلپيک دار R.D.S. = respiratory distress syndrome، سندرم تنگ نفس، به واژه (syndrome) مراجعه فرمائيد. pursy فربه، گوشتالو، تنگ نفس puffy پف کرده، بادکرده، باد دار self tightening نفس خويش را درتنگنا قرار دهنده، برنفس خويش فشار وارد اورنده، خود بخود تنگ شونده .