دیکشنری فارسی

brusquerie

معنی فارسی

تشر، تشرزني، ناگه گويي و خشونت،

قلمبه گويي، پزگ

معنی کامل و مثال‌ها

/brüs kǝ rē´/n.

تشر، تشرزنی، ناگه‌گویی و خشونت، قلمبه‌گویی، پزگ

واژه‌های دیگر با معنی «تشر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن