bumb معنی فارسی وزوز کردن واژههای دیگر با معنی «وزوز کردن» bumble وزوز کردن، صداي زنبور کردن، اشتباه کاري کردن bombinate وزوز کردن. zoom بزرگ کردن، درشتنمايي، هواپيما را با سرعت وبازاويه تند ببالا راندن