zoom
معنی فارسی
بزرگ کردن
درشتنمايي
هواپيما را با سرعت وبازاويه تند ببالا راندن ،
زوم ، با صداي وزوز حرکت کردن ، وزوز ،
بسرعت ترقي کردن يابالا رفتن ،
(در فيلمبرداري)
فاصله عدسي را کم و زيادکردن
معنی کامل و مثالها
/zōōm/vi., vt., n., adj.
● وز وز کردن، با صدای ((زز)) حرکت کردن، ((زز)) کردن
● (هواپیما) با زاویهی تقریبا عمود اوج گرفتن، راستاویز کردن، بلند شدن، بالا رفتن
● (دوربین عکاسی و فیلم برداری و غیره) زوم کردن، متمرکز کردن روی-
● وز وز، صدای ((زز))
● رجوع شود به: zoom lens
● (دوربین و غیره) زوم
● (دوربین و غیره) دارای عدسی زوم، دارای قدرت زوم کردن، زومدار
a zoom telescope
تلسکوپ زومدار
ریشه و کاربرد
ریشه
From the onomatopoeic word 'zoom', imitating the sound of a motor or other machinery.
مثال
- The car zoomed past us.
- I heard the zoom of a motorcycle.
- The bird zoomed through the trees.
ترکیبهای رایج
Zoom past Zoom through Zoom off Zoom around
تعریف انگلیسی
- a rapid rise
- the act of rising upward into the air
- move along very quickly “Verb Frames:” “Something is ----ing PP” “Somebody ----s PP”
- move with a low humming noise “Verb Frames:” “Something is ----ing PP”
- rise rapidly “the dollar soared against the yen” “Verb Frames:” “Something ----s” “Somebody ----s”