greaten معنی فارسی بزرگ کردن بزرگ شدن معنی کامل و مثالها /grāt´'n/vt., vi.● بزرگ شدن، بزرگتر شدن واژههای دیگر با معنی «بزرگ کردن» zoom بزرگ کردن، درشتنمايي، هواپيما را با سرعت وبازاويه تند ببالا راندن magnified بزرگ کردن، درشت نشان دادن، اهميت دادن magnifies بزرگ کردن، درشت نشان دادن، اهميت دادن magnify بزرگ کردن، درشت نشان دادن، اهميت دادن enlarge بزرگ کردن، زيادکردن، افزودن بر aggrandise بزرگ کردن، افزودن، بزرگ شدن aggrandizement عمل بزرگ کردن، افزايش، بزرگي aggrandize بزرگ (تر) کردن، افزودن، سرافراز کردن mainstreaming رزوي بزرگ کردن fat bits بزرگ کردن قسمتي از صفحه نمايش