دیکشنری فارسی

bumptious

UKbʌmpʃəs

معنی فارسی

خودبين جسور

معنی کامل و مثال‌ها

/bump´shǝs/adj.

● مغرور و خودستا، پررو، پرافاده، از خود راضی، جسور

his bumptiousness revealed his ignorance more clearly

اظهار نظرهای بیجای او جهالت او را نمایانتر کرد.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. offensively self-assertive

مترادف‌ها

adjective
(Colloquial) Conceited, vain, egotistical, self opinionated, self conceited.

واژه‌های دیگر با معنی «خودبين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن