دیکشنری فارسی

bumptious

UKbʌmpʃəs

معنی فارسی

خودبين جسور

معنی کامل و مثال‌ها

/bump´shǝs/adj.

مغرور و خودستا، پررو، پرافاده، از خود راضی، جسور

his bumptiousness revealed his ignorance more clearly

اظهار نظرهای بیجای او جهالت او را نمایانتر کرد.

مترادف‌ها

adjective
(Colloquial) Conceited, vain, egotistical, self opinionated, self conceited.

واژه‌های دیگر با معنی «خودبين»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن