conceited
UKkənsiːtid
USkən'si:təd
معنی فارسی
خودبين ارخودراضي
معنی کامل و مثالها
/-id/adj.
● از خود راضی، مغرور، خود بزرگ بین، گند دماغ دار، پرنخوت، غره، متکبر
be careful lest success makes you conceited
مواظب باش موفقیت تو را دچار نخوت نکند.
● (مهجور) بوالهوس، متلون المزاج، (دارای سر) پرسودا، هوسباز
مترادفها
adjective
Vain, egotistical, opinionated, opinionative, self conceited, self sufficient.