دیکشنری فارسی

burn out

معنی فارسی

تمام شدن سوخت به طور غير منتظره

خاتمه سوزش ، زمان خاتمه سوزش ، سوختن

ریشه و کاربرد

ریشه

Compound word: 'Burn' + 'out'.

مثال

  • He burned out after working long hours for weeks.
  • The constant pressure caused her to burn out quickly.

تعریف انگلیسی

verb
  1. melt, break, or become otherwise unusable “The lightbulbs blew out” “The fuse blew” “Something ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «تمام شدن سوخت به طور غير منتظره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن