دیکشنری فارسی

burnout

UKbəːnaut US'bə:'naut

معنی فارسی

خاموش شدن

تمام شدن سوخت موشک و ورود آن به مرحله ي

افت آزاد يابه مرحله ي دورافکني

صدمه يا زيان حاصل در اثر حرارت زياد

از پا درآمدن، فرسودگي رواني

معنی کامل و مثال‌ها

/bu_rn´out´/n.

● (در اثر تمام شدن سوخت) خاموش شدن، (پرتابه شناسی) تمام شدن سوخت موشک و ورود آن به مرحله‌ی افت آزاد (free fall) یا به مرحله‌ی دورافکنی (being jettisoned)

● صدمه یا زیان حاصل در اثر حرارت زیاد

● از پا درآمدن، فرسودگی روانی (در اثر فشار کار و نگرانی و غیره)

واژه‌های دیگر با معنی «خاموش شدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن