دیکشنری فارسی

bushiness

معنی فارسی

انبوهي

معنی کامل و مثال‌ها

/boosh´ē nis/n.

● بته مانند بودن، پرپشتی، انبوهی

the bushiness of his eyebrows made the kids laugh

پرپشتی ابروهای او بچه‌ها را به خنده آورد.

واژه‌های دیگر با معنی «انبوهي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن