دیکشنری فارسی

busk

USbʌsk

معنی فارسی

فنر شکم بند مجهز کردن باعجله پيش رفتن عجله کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. play music in a public place and solicit money for it “three young men were busking in the plaza” “Somebody ----s”

واژه‌های دیگر با معنی «فنر»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن