by inheritance معنی فارسی بارث ازراه توارث واژههای دیگر با معنی «بارث» matrolinous بارث برنده، پاره اي از صفات و مشخصات از مادر descendible بارث رسيدني، قابل انتقال، پايين امدني devise بارث گذاردن، تدبيرکردن، انديشه کردن devisable بارث گذاردني، تدبيرکردني devisor مورث، بارث گذارنده باوصيت heredities انتقال موروثي، رسيدن حالات طبيعي وروحي بارث، توارث heredity انتقال موروثي، رسيدن حالات طبيعي وروحي بارث، توارث inheritable قابل توارث، ميراث بردني، بارث رسيدني heritable ارث بردني، قابل توارث، بارث رسيدني